بعدشم واسه شما هم که نظر دادید نمازم خواندم. خیلی زیارت دلچسبی بود انشاءالله روزی شما هم بشود.
سلام دوستای خوب و همیشگی من دارم میرم مشهدالرضا انشاءالله نائب الزیاره ی
همتون هستم. واسه همه ی شما که تو
این مدت سر بزنید سفارشی دعا می کنم. کاری باری ندارید خوب دیگه خداحافظ
عید فطر; بازگشت به خویشتن از راه پیروزی بر طاغوت نفس در ماه رمضان است. در آن روز، پیروزی بر طاغوت نفس جشن گرفته می شود، چون این پیروزی اساس و زیربنای رشد و تکامل و تحولات عظیم انسانی است. عید قربان; بازگشت به ارزشهای توحیدی چون ایثار و فداکاری، و تجدید عهد با ابراهیم قهرمان توحید و فداکاری، و اسماعیل قهرمان صبر، مقاومت و ایثار است. چنین روزی برای آنان که در صراط توحید، صبر، مقاومت و ایثارند، عید است، چرا که با دستیابی بر چنین مفاهیم ارزشمندی، دارای عالیترین خصلت و شاخصهای انسانی شده اند. عید جمعه; بازگشت به انسجام، تجمع، اتحاد و بهم پیوستگی مسلمین است. این اتحاد، یکی از عوامل مهم پیروزی در عرصه های گوناگون است، اقتدار و شکوه مسلمانان را در نمازهای جمعه به نمایش می گذارد و همایش شکوهمندانه عزت اسلامی را نشان می دهد. عید غدیر; بازگشت به راه ولایت و رهبری است که پس از توحید، از همه مفاهیم و ارزشهای اسلامی بالاتر است. رهبری، مکمل توحید است، و توحید منهای آن بی فروغ خواهد بود. اگر به راستی مسلمانان در این مساله پیروز گردند، و با انتخاب رهبر حق به طور جدی و آگاهانه در خط وی قرار گیرند بر قله پیروزی دست یافته اند، و باید برای آن جشن بگیرند، چرا که همه مفاهیم عالی انسانی و اسلامی، در پرتو رهبری صحیح، ویت خود را باز می یابد، و با نور درخشان آن رهبری پرفروغ خواهد شد، چنان که این مطلب در روایات بسیاری، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است (1) و مفهوم غدیر و هدف از آن نیز همین است. دورنمایی از عید غدیر پیامبر(ص) به همراه مسلمانان بسیار، که از 90 هزار تا 124 هزار نفر گفته شده، به این سرزمین رسیدند، پیک وحی بر پیامبر(ص) نازل شد، و این آیه را از سوی خدا نازل نمود و به پیامبر(ص) ابلاغ کرد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس; (2) ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان، و اگر نرسانی رسالت خدا را به جا نیاورده ای، و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می کند.» به راستی این موضوع، چه اندازه مهم است که اگر پیامبر(ص) آن را مطرح نکند و مسلمانان را به پذیرش آن فرا نخواند، سالت خدا را انجام نداده است، و رسالت بدون آن، ناقص و ناموزون خواهد بود؟! آن روز پنج شنبه 18 ذی حجه بود، پیامبر(ص) با دریافت این آیه، فرمان توقف داد، مسلمانان با صدای بلند آنان را که جلوتر رفته بودند، به بازگشت فراخواندند، و مهلت دادند تا عقب ماندگان رسیدند، نماز ظهر با جماعت خوانده شد، پس از نماز به دستور پیامبر(ص) منبری از جهاز شتران درست شد، پیامبر(ص) بر فراز آن قرار گرفت، و خطبه ای غرا خواند تا این که فرمود: «ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم; ای مردم! چه کسی از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟» حاضران گفتند: «خدا و پیامبرش داناترند.» پیامبر(ص) فرمود: «خدا مولی و رهبر من است، و من مولی و رهبر مؤمنانم، و بر مؤمنان از خودشان سزاوارترم.» سپس دست علی(ع) را گرفت و بلند کرد، به گونه ای که همه حاضران او را شناختند، آن گاه فرمود: «الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه; آگاه باشید! هر کس من مولی و رهبر او هستم، این علی(ع) مولی و رهبر اوست.» آن گاه چنین دعا کرد: «اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و احب من احبه، وابغض من ابغضه، وانصر من نصره، واخذل من خذله، وادر الحق معه حیث دار; خدایا دوستان او را دوست بدار، و دشمنانش را دشمن بدار، محبوب بدار آن کس را که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس را که او را مبغوض دارد، یاری کن آن کس را که او را یاری کند، و واگذار آن را که او را یاری نکند، و حق را با او همراه کن، و هیچ گاه او را از حق جدا نکن.» سپس فرمود: «الا فلیبلغ الشاهد الغائب; آگاه باشید، همه حاضران موظفند که خبر این ماجرا را به غایبان برسانند.» جمعیت هنوز متفرق نشده بودند که پیک وحی نازل شد و این آیه را بر پیامبر(ص) خواند: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا; (3) امروز دین شما را تکمیل کردم، و نعمت خود را بر شما کامل نمودم، و اسلام را به عنوان آیین (جاویدان) شما برگزیدم.» پیامبر(ص) تکبیر گفت، و مسلمانان به دستور پیامبر(ص) به محضر علی(ع) آمده، مقام رهبری را به آن حضرت تبریک گفتند، از جمله افراد سرشناسی همچون ابوبکر و عمر هر کدام جداگانه به محضر علی(ع) آمدند و چنین گفتند: «بخ بخ لک یابن ابی طالب، اصبحت و امسیت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة; آفرین، آفرین بر تو باد ای فرزند ابوطالب که صبح و شام کردی در حالی که رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی.» (4) گرچه خلافت و امامت حضرت علی(ع) بعد از پیامبر(ص) به طور مکرر در فرصتهای گوناگون، از طرف پیامبر(ص) بیان شده بود، ولی رسمیت آن در یک همایش بی نظیر مسلمانان، در روز 18 ذی حجه سال دهم هجرت، در سرزمین غدیر، اعلام گردید. اسناد ماجرای غدیر، و تحریف حقایق در این جا این سؤال مطرح می شود که اگر سند ماجرای غدیر، این گونه محکم و مسلم است پس چرا برادران اهل تسنن در عمل از آن دست کشیده، و حضرت علی(ع) را به عنوان خلیفه چهارم - نه خلیفه بلافصل پیامبر - پذیرفته اند؟ باید گفت، با کمال تاسف دست تحریف از آستین بدخواهان، بیرون آمد، و برای وصول به مطامع شوم خود، گفتند: منظور از کلمه «مولی » در جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه; هر کس که من مولای اویم، این علی مولای اوست.» به معنای دوست و یاور است، زیرا این کلمه به معنای دوستی و یاوری نیز آمده است. به راستی آیا شایسته است که رسول خدا(ص) بیش از صدهزار نفر از اصحاب خود را، پس از سفر حج، با این که در میان آنان زنان و مردان سالخورده بودند، در صحرای بسیار داغ در برابر تابش سوزان خورشید نگه دارد، و برای آنها خطبه طولانی بخواند، فقط برای این که بگوید: «علی دوست و یاور شماست؟» آیا چنین تاویلی، اجتهاد در مقابل نص صریح نیست؟ در فرازهای خطبه پیامبر(ص) مطالبی مناسب مقام رهبری علی (ع) آمده، نه دوستی با او، مثلا در فرازی، پیامبر(ص) به حاضران فرمود: «الست اولی بکم من انفسکم; آیا من از جان شما بر شما اولویت ندارم؟» حاضران با شور و شوق فریاد زدند: «آری چنین اولویتی بر ما داری.» واژه اولی معنای کلمه «مولی » را که در حدیث غدیر آمده، توضیح می دهد که منظور مقام رهبری است، از این رو، پیامبر(ص) بعد از این خطبه، خطاب به مسلمانان اعلام کرد: «سلموا علیه بامرة المؤمنین; بر علی(ع) به عنوان رئیس مؤمنان سلام کنید.» سران قوم همچون ابوبکر و عمر نیز از لفظ مولی، مساله رهبری حضرت علی(ع) را فهمیدند و به او به عنوان نیل به چنین مقامی تبریک گفتند و اظهار نمودند: «بخ بخ لک یابن ابی طالب، اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة.» (7) افراد دیگر نیز همین معنا را فهمیدند، از جمله شاعر معروف آن عصر، حسان بن ثابت، از پیامبر(ص) اجازه خواست تا ماجرای غدیر را به صورت شعر بیان نماید، پیامبر(ص) به او اجازه داد، او در ضمن اشعار خود، این دو شعر را خواند: فقال له قم یا علی فاننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له اتباع صدق موالیا یعنی: «پیامبر(ص) به علی(ع) گفت: برخیر! زیرا من تو را بعد از خودم، امام و راهنما انتخاب کردم. و سپس فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم، این مرد مولا و رهبر اوست، پس شما همه از سر صدق و راستی از او پیروی کنید.»264 مفهوم غدیر و زنده نگهداشتن آن در مورد مساله غدیر، دو نکته را نباید از نظر دور داشت: 1- غدیر موجب ارجمند شدن مقام علی(ع) نشد، بلکه به عکس، علی(ع) و مقامات و لیاقتهای او موجب رویداد غدیر گردید، جامعیت علی(ع) باعث شد که خداوند به پیامبرش فرمان دهد تا آن حضرت را به عنوان خلیفه و رهبر بعد از خود نصب نماید، در این باره امام خمینی قدس سره می فرماید: «حضرت امیر(ع) مساله غدیر را ایجاد کرده است، آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده که غدیر پیش بیاید، غدیر برای ایشان ارزش ندارد، آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش غدیر آمده است. خداوند تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله(ص) کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، انجام بدهد، مامور می کند رسول الله(ص) را که این شخص (علی علیه السلام) را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن...» (9) 2- غدیر; یک مساله همیشگی اسلام است و مخصوص زمان پیامبر(ص) است و مخصوص زمان پیامبر(ص) با ماجرای غدیر، نشان داد که باید حکومت صالح بر اساس عدل اسلامی تشکیل داد، چنان که خودش به تاسیس چنان حکومتی، اقدام کرد، و در اواخر عمر، در ماجرای غدیر، حضرت علی(ع) را که شایستگی برای احراز مقام رهبری حکومت صالح اسلامی داشت، نصب نمود; یعنی علی(ع) نیز باید جانشینی مناسب خود به عنوان ولی امر مسلمین داشته باشد، و به همین ترتیب تا امامت حضرت قائم(عج)، که همه اینها دنباله غدیر است، و امروز که ما در عصر غیبت به سر می بریم، مساله ولایت فقیه دنباله همان غدیر است، بنابراین غدیر یک مساله روز است، غدیر یعنی نباید دین را از سیاست جدا کرد، حکومت آمیخته با سیاست است، و حکومت صالح و عادل، عین اسلام و دین است، آنها که سیاست را از دین جدا می دانند در حقیقت منکر غدیر هستند، بنابراین همیشه باید غدیر را - به این معنا که گفته شد - زنده نگه داشت. امام خمینی قدس سره در این باره می فرماید: «... حکومت بدون سیاست، ممکن نیست، این سیاست و این حکومتی که عجین با سیاست است در روز عید غدیر برای حضرت امیر(ع) ثابت شد... این که این قدر صدای غدیر بلند شده است، و این قدر برای غدیر، ارج قایل شده اند - و ارج هم دارد - برای این است که با اقامه ولایت، یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل می شود، همه انحرافات از بین می رود...» (10) «غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به وسیله آن اقامه صلوة کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند...» «... مساله حکومت در زمان پیامبر(ص) بوده و سیاست هم بوده، در زمان امیر مؤمنان(ع) بوده و سیاست هم بوده، و این که همه نقل کرده اند و این قدر غدیر را بزرگ کرده اند، برای این است که به ما بفهمانند، تعلیم بدهند به ما که این طور باید باشد.» (11) پی نوشتها: 1) بحارالانوار، ج 6، ص 234 و 235. 2) مائده (5) آیه 67. 3) همان، آیه 3. 4) اقتباس از الغدیر، ج 1، ص 11 و 47. 5) الغدیر، ج 1، ص 14 - 60. 6) همان، ص 62 - 72. 7) مسند احمد، ج 4، ص 281. علامه امینی در الغدیر، ج 1، این حدیث را از شصت نفر از علمای اهل تسنن نقل کرده است. 8) الغدیر، ج 2، ص 34. علامه امینی، این اشعار را که «حسان بن ثابت » گفته، از دوازده کتاب مورد اعتماد اهل تسنن ذکر می کند «الغدیر، ج 2، ص 34 - 36». 9) صحیفه نور، ج 20، ص 27. 10) همان، ص 28 و 29. 11) همان، ص 30 و 31. همیشه از حرمت، بوی سیب می آید میلاد فرخنده و پر نور و سرور کریمه اهل بیت خانوم فاطمه معصومه (ع) و روز دختر و همچنین آغاز دهه کرامت را به حضور امام زمان (عج) و همچنین آقا امام رضا و تمامی دوستداران و پیروان راستین آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینمایم خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است! بسم رب الشهداء والصدیقین شهدا را به خاک نسپاریم ، به یاد بسپاریم هفته دفاع مقدس یادآور هشت سال حماسه و ایثار دلاور مردان عرصه جهاد و شهادت، مردان مَرد ، شهیدان والامقامی چون همّت ، باکری ، زینُ الدّین ، چمران ، بروجردی ، متوسّلیان ، باقری ، جهان آرا ، بصیر ، ... ایثار جانبازان گرانقدر و حرّیّت آزادگان سرافراز ، برفرماندهی کل قوا ، رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای و همه رزمندگان به جا مانده از قافله ایثار و شهادت گرامی باد.
«... مبارك باد بر شما چنین حكومتی كه در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترك و فارس و كرد و بلوچ مطرح نیست. همه برابرند و فقط در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه هست و تفاوت بین زن و مرد و بین اقلیت های مذهبی و دیگران در امر اجرای عدالت نیست...»
نهال انقلاب اسلامی كه با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد كرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حكومت در ایران فراهم شد. روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستكبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است كه بی هیچ ریب و شكی زمینه ساز حكومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.
این روز مقدس، این یوم الله پر بركت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است كه از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال و آرزوهای حیوانی خود می دانند.
در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اكثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.
در این روز پر بركت نظامی متولد شد كه نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلكه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حكومتی شكل گرفت كه شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
این عبارت ملكوتی كه به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد كشیده شده بود، حكومتی را پایه ریزی كرد كه عدالت اسلامی یكی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس كلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود كه رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود كه امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاكم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:
«اگر استقلال كشور خودمان را تحصیل نكنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»
تشكیل جمهوری اسلامی نه تنها اراده ی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت كرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلكه این بارقه ی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید كه بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده ی خداوند تبارك وتعالی را شاهد باشند.
امام خمینی قدس سره در تاریخ 12 فروردین 1358 پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی طی پیامی رادیو تلویزیونی فرمودند(1):
رهبر كبیر انقلاب اسلامی قدس سره در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند: انتخاب واژه ی عید برای چنین روزی از سوی امام امت« قدس سره» یك انتخاب دقیق و صحیح است؛ زیرا عید به روزی اطلاق می شود كه آن روز نو و شادی آفرین باشد و باعث سربلندی و مجد یك ملت شود. بنابر این دوازدهم فروردین از بزرگترین اعیاد انقلاب اسلامی ایران می باشد. هدف دیگر شعار اصلی انقلاب، كلمه ی آزادی بود. در رابطه با آزادی نظرات مختلف و متعددی مطرح می شود؛ اما در اسلام، آزادی جامع ترین و مانع ترین معنا را در بر دارد و آن عبارت است از: شرایط سیاسی – اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم كه در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت، و موانع سیاسی، مانند سلطه ی طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن كه به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری كه مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند.
هدف نهایی شعار اصلی، كلمه ی جمهوری اسلامی بود كه از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. كلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین كلمه ای برای نظامِ شكل گرفته ی بعد از انقلاب، اتكا داشتن و تعیین كننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و كلیه ی امور اجرایی كشور می باشد و به طور كلی حكومتی را تببین می كند كه برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متكی به مردم باشد.
واژه ی اسلامی هم به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است كه ویژگی های خاص خود را دارد كه در آن ارزش های الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاكمیت دارد و همچنین ولی فقیه كه بر طبق نظام الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسؤولیت هدایت مردم و كمك به رشد و تعالی آنان را بر عهده دارد. برای تحقق این بخش حیاتی از شعار اصلیِ انقلاب پس از پیروزی آن، نیاز بود تا رسماً ناظم مشخصی حاكم بر ایران شود و در همین راستا بود كه رهبر نهضت، امام خمینی« قدس سره» طی سخنانی فرمودند:
و در ادامه علت اعلام همه پرسی را رسمی كردن آن، اتمام حجت برای دیگران و بسته شدن راه اگرها و مگرها عنوان كرده و فرمودند:
«... این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم كه به آن رأی دهید...».
دقیقاً در همین زمان وسوسه های خناسان شروع شد. از جمله این كه طرح كردند كه حكومت بر اساس «جمهوری» بدون قید دیگری یا این كه جمهوری دمكراتیك و ... باشد. لذا امام امت قدس سره با احساس خطر انحراف در صفوف متحد ملت و با آگاهی بی نظیر خود مردم را از این خطر آگاه كرده و فرمودند:
«رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یك حرف زیادتر و نه یك حرف كمتر.»و مردم ایران در روزهای سرنوشت ساز، دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه در پای صندوق های رأی، به یكی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی جامه ی عمل پوشاندند و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را با آرای عظیم و باور نكردنی خود تحقق بخشیدند.
نتیجه ی درخشان 2/98 درصدی آرای مردم، مطرح شدن هر گونه بحث و جدلی را در شكل و نوع حكومت ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی 2500 ساله از میان برد و با رهبریت قاطع امام خمینی قدس سره و مجاهدت ها و كوشش های بی نظیر امت مسلمان ایران حكومت اسلامی در سرتاسر ایران استقرار یافت؛ تا به حول و قوه ی الهی ملت بزرگ ایران بتواند توانمند و امیدوار زمینه ی تشكیل حكومت عدل اسلامی را برای ظهور امام زمان «علیه السلام» فراهم آورد.
بدین ترتیب مبارزات مستمر و پیگیر امت مسلمان ایران در برپایی حكومت اسلامی تحقق یافت و عصر نوینی در تاریخ ایران و اسلام آغاز شد.
امام خمینی« قدس سره» به شكرانه ی این پیروزی درخشان در پیام خود فرمودند:
«... من از این همبستگی بی مانند كه همه به ندای آسمانی واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا لبیك گفتند و به اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت كردند، تقدیر می كنم...» پی نوشت:
1- صحیفه نور، جلد سوم، چاپ جدید، ص 483. بخش اول: حمد و ثنای الهی اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است. آمدم تا برايت بگويم علىرضا حكمتى میلاد امام رضا (ع) مبارک باد![]()
![]()
![]()
امید آخر دلهای داغ دیده، بیا
به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت
که جان شیعه ز هجران به لب رسیده، بیا
ز پشت در بشنو ناله های فاطمه را
به سوز سینه آن مادر شهیده، بیا
عزیزفاطمه،جدت حسین در یم خون
تو را صدا زند از حنجر بریده، بیا
به مادری که لبش از عطش زده تبخال
به شیر خواره ی انگشت خود مکیده، بیا
به آن لبی که بر آن چوب می زدند به طشت
به خواهری که گریبان خود دریده، بیا
کند تلاوت قرآن سر حسین به نی
ببین چگونه ز لبهاش خون چکیده، بیا
به آن سری که به دیدار دخترش آمد
به کودکی که به ویرانه آرمیده، بیا
به لاله های به خاک اوفتاده از دم تیغ
به غنچه ای که شد از ضرب تیغ چیده، بیا
به بانگ یا ابتای علی به قلزم خون
به ناله ای که حسین از جگر کشیده، بیا
بود به سینه "میثم" هزار درد نهان
گواه آن همه غم های نا شنیده، بیا
***استاد حاج غلامرضا سازگار***![]()
ماه ذی حجه سال دهم هجرت بود، پیامبر(ص) همراه مسلمانان در مراسم حج شرکت کردند، و چون آخرین حج ایشان بود، آن را حجة الوداع نامیدند و تقریبا اکثر قریب به اتفاق مسلمانان شرکت کرده بودند. پس از پایان مراسم، مسلمانان به سوی محل سکونتشان حرکت کردند. پیامبر(ص) و علی(ع) همراه مردم مدینه به سوی آن شهر رهسپار شدند، بیابان غدیر، چهار راهی بود که مسلمانان از آن جا از همدیگر جدا شده و به سوی مراکز خود می رفتند.
مدارک و اسناد ماجرای سیاسی - عبادی غدیر، به قدری محکم است، که هیچ کس نمی تواند منکر آن گردد، علامه امینی رحمه و 84 نفر از تابعین (6) از کتابهای مورد اعتماد اهل تسنن نقل نموده است، محققان می توانند با مطالعه و بررسی جلد اول و دوم الغدیر، به این مطلب مهم دست یابند.
اساس، هدف و عصاره غدیر، حکومت رهبران صالح و عادل است، ولایت حضرت علی(ع) که در روز غدیر، از طرف پیامبر(ص) ابلاغ شد، همان حکومت عدل علی(ع) بود. ![]()
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..
به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.
"خدیجه پنجی"![]()

![]()

![]()

از پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت 12 فروردین 1358

«خداوند تعالی وعده فرموده است كه مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستكبرین غلبه دهد و آن ها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده ی خداوند تعالی نزدیك است. من امیدوارم كه ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستكبرین غلبه كنند چنان كه تاكنون غلبه كردند... من از عموم ملت ایران تشكر می كنم كه در این رفراندوم شركت كردند و رأی قاطع خودشان را كه باید گفت صددرصد پیروزی بوده است دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند... جمهوری اسلامی است كه احكام مترقی او بر تمام احكامی كه در سایر قشرها و سایر مكتب هاست تقدم دارد.»
«صبح گاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت الله است از بزرگ ترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند روزی كه كنگره های قصر 2500 ساله حكومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی شیطانی برای همیشه رخت بربست و حكومت مستضعفین جانشین آن گردید.
«... احتیاج به رفراندوم هم نیست؛ برای این كه مردم آرای خودشان را در ایران اعلام كردند. با فریادها، با دادها اعلام كردند...»


«... من به دنیا اعلام می كنم كه در تاریخ ایران چنین رفراندومی سابقه ندارد كه سرتاسر مملكت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه به زباله دان تاریخ دفن كنند...»
![]()
حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).
بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.
يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.
اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.
به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.
:ادامه مطلب:![]()

رازهاى بزرگ دلم را
بر ضريحت دخيلى ببندم
تا كنى چاره اى مشكلم را
آمدم با دلى تنگ و خسته
تا به پاى ضريحت بميرم
يا كه اى ضامن آهو از تو
حاجتم را اجابت بگيرم
حاجتم سبز چون روح جنگل
حاجتم پاك و ساده چو درياست
حاجتم آرزويى بزرگ است
حاجتم مثل يك خواب زيباست
من كويرى عطشناك و خشكم
من بلد نيستم راه دريا
تو بيا و نشانم ده از لطف
سرزمينى كه سبز است و زيبا
يا شبى كه پر از غصه هستم
يك ستاره شود ميهمانم
من ز دردم برايش بگويم
او شود همدم و همزبانم
آمدم با دلى تنگ و خسته
بغض هم بر گلويم نشسته
خواستم حاجتم را بگويم
حرف من در زبانم شكسته![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
